به بخش گفتمان دینی وب سایت رسمی سلمان حدادی خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.

چرا اهل بیت باید تنها علی ، فاطمه ، حسن ، حسین (ع) باشند ؟

1 امتیاز مثبت 1 امتیاز منفی

چرا اهل بیت باید تنها علی ، فاطمه ، حسن ، حسین  (ع) باشند ؟ 

اما  ابن عباس ، ابن جعفر ، ابن عقیل - ها نمی توانند از اهل بیت باشند ؟ مگر چه مشکلی پیش می آید ؟

یا حتی همسران رسول خدا (ص) ؟ 

سوال شده دی 15, 1393 در سلمان حدادی بوسیله ی zhiro (870 امتیاز)

2 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی

دلایل و اسناد زیادی هم در قرآن ، هم در کتب شیعه هم در کتب اهل سنت موجود است .

چون شما صحیح مسلم و صحیح بخاری را فقط قبول دارید ! اسنادش اینهاست :

خرج النبی ( صلى الله علیه وآله ) غداة و علیه مِرْط مرحّل من شعر أسود فجاء الحسن بن علی فأدخله ، ثم جاء الحسین فدخل معه ، ثم جاءت فاطمة فأدخلها ، ثم جاء علی فأدخله ، ثم قال : {... إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا } . (صحیح مسلم : 4 / 1883 ، حدیث : 2424 ، طبعة : بیروت / لبنان) .

و :

1. أحمد بن حنبل : المسند : 6 / 292 ، طبع بیروت .

2. ابن الأثیر : أسد الغابة : 7 / 343 طبع بیروت .

3. ابن الصباغ المالكی : الفصول المهمة : 21 ، طبع بیروت .

4. ابن المغازلی الشافعی : المناقب : 100 ، طبع بیروت .

5. ابن حجر : الإصابة : 4 / 568 ، طبع بیروت .

6. ابن حجر : الصواعق المحرقة : 143 ، طبع القاهرة .

7. ابن طلحة الشافعی : مطالب السؤول : 8 ، مخطوط .

8. ابن عبد ربه : الاستیعاب : 3 / 1100 ، طبع بیروت .

9. ابن عساكر : التاریخ ، ترجمة علی ( علیه السَّلام ) : 1 / 274 ، طبع بیروت .

10. ابن كثیر : تفسیر القرآن العظیم : 3 / 493 ، طبع بیروت .

11. أبو الطیب صدِّیق بن حسن بن علی الحسین القنوجی البخاری ، المتوفى سنة : 1307 هجریة : فتح البیان : 2 / 256 ، طبعة : بیروت .

12. البدخشانی : نزل الأبرار : 32 ، طبعة : بیروت .

13. البغوی : معالم التنزیل : 3 / 529 ، طبعة : بیروت .

14. لبلاذری : أنساب الأشراف : 2 / 104 ، طبعة : بیروت .

15. البیهقی : الاعتقاد على مذهب السلف : 186 ، طبعة : بیروت .

16. الجصاص : أحكام القرآن : 3 / 360 ، طبعة : دمشق .

17.الحاكم الحسكانی : شواهد التنزیل : 2 / 13 ، طبعة : بیروت .

18.الحاكم النیسابوری : المستدرك : 3 / 146 ، طبعة : بیروت .

19.الخازن : تفسیر القرآن : 5 / 259 ، طبعة : بیروت .

20.الخطیب البغدادی : تاریخ بغداد : 10 / 278 ، طبعة : بیروت .

21. الخوارزمی : المناقب : 60 ، طبعة : قم .

22.الخوارزمی : مقتل الحسین : 1 / 75 طبعة : إیران .

23. الرازی : مفاتح الغیب : 8 / 71 ، طبعة : بیروت .

24. الزرندی : نظم درر السمطین : 131 ، طبعة : النجف .

25. الزمخشری : الكشاف : 1 : 369 ، طبعة : بیروت .

26. السبط بن الجوزی : تذكرة الخواص : 211 ، طبعة : بیروت .

27. السمهودی : جواهر العقدین : 193 ، طبعة : بیروت .

28.السیوطی : الإتقان : 2 / 563 ، طبعة : بیروت .

29.السیوطی : الدر المنثور : 5 / 198 ، طبعة : بیروت .

30.الشبراوی الشافعی : الإتحاف بحب الأشراف : 18 ، طبعة : مصر .

31.الشبلنجی : نور الأبصار : 111 ، طبعة : المكتبة الشعبیة .

32. الشربینی : السراج المنیر : 3 / 245 ، طبعة : بیروت .

33. الشوكانی : فتح القدیر : 4 / 398 ، طبعة : بیروت .

34. الصبان : إسعاف الراغبین : 77 ، مخطوط .

35. أبو عیسى محمد بن عیسى بن سورة الترمذی : صحیح الترمذی : 5 / 351 حدیث : 3205 ، طبعة : بیروت .

36. أبو الحسین مسلم بن الحجاج القشیری ، المتوفى سنة : 261 هجریة : صحیح مسلم : 4 / 1883 حدیث : 2424 ، طبعة : بیروت .

37.الصفوری : نزهة المجالس : 558 ، طبعة : القاهرة .

38. الطبرانی : المعجم الصغیر : 1 / 135 ، طبعة : بیروت .

39. الطبری : الریاض النضرة : 3 / 152 ، طبعة : بیروت .

40.الطبری : تفسیر القرآن : 12 / 6 ، طبعة : بیروت .

41. الطبری : ذخائر العقبى : 21 ، طبعة : بیروت .

42. الطحاوی : مشكل الآثار : 1 / 332 ، طبعة : بیروت .

43. القرطبی : الجامع لأحكام القرآن : 4 / 178 ، طبعة : القاهرة .

44. القندوزی : ینابیع المودة : 1 / 124 ، طبعة : النجف .

45. الكلبی : التسهیل لعلوم التنزیل : 3 / 137 ، طبعة : مصر .

46. الكنجی الشافعی : كفایة الطالب : 212 ، طبعة : بیروت .

47. المتقی الهندی : منتخب كنز العمال : 5 / 96 ، طبعة : المكتب الإسلامی .

48.النبهانی : الشرف المؤبد : 18 ، طبعة : القاهرة .

49. النبهانی : جواهر البحار : 1 / 115 ، طبعة : مصر .

50. النسائی : خصائص علی ( علیه السَّلام ) : 46 ، طبعة : إیران .

51. النیسابوری : ثمار القلوب : 2 / 865 ، طبعة : دمشق .

52. الهیثمی : مجمع الزوائد : 9 / 158 ، طبعة : بیروت .

53. الواحدی : أسباب النزول : 203 ، طبعة : بیروت

پاسخ داده شده دی 15, 1393 بوسیله ی حسین (1,370 امتیاز)
سلام
در یوم الخمیس اگر زحمت می کشیدید برای یک بار هم شده روایاتش را می خواندید به جملات زیر می رسدید
1.قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ‏.
‏2.وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغَطَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم  
3.فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ
4.فَتَنَازَعُوا وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم
5.فَتَنَازَعُوا وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا مَا لَهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ
6.فَتَنَازَعُوا وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم
7.فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا مَا شَأْنُهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ فَذَهَبُوا يَرُدُّونَ عَلَيْهِ‏.‏
اینها همه از صحیحین هستند .
1.عمر گفت درد بر پیغمبر غلبه کرده ...2.یک عده حرف عمر رو تکرار ردند 3. یک عده گفتند درد بر پیغمبر غلبه کرده 4و5و6و7 . پیش رسول خدا (ص) مشاجره کردند و گفتند هزیان می گوید .
آخر تمام روایت هام رسول خدا (ص) بیرونشون کرد .
آن وقت شما که ایمان به عدل خدا از اصول مذهبی تون هست و در حد توحید و نبوت و امامت قرارش می دید فقط عمر رو محاکمه می کنید ؟  
آیا فقط عمر اونجا حرف زده و بقیه ی صحابه هیچی نمی گفتند ؟
عمر اونجا داشت با خودش مشاجره می کرد ؟
آیا پیغمبر فقط عمر رو بیرون کرد و بقیه ی صحابه رو بمونید ؟
علی ( این رو میگم چون شما روش وسواس ) اون موقع اونجا نبود ؟
اگر بود وقتی بقیه ی صحابه داشتن  مشاجره می کردن داشت چیکار می کرد ؟
تماشا شون می کرد ؟ یا او هم مشاجره می کرد؟
می خوام بدونم حکم شما در مورد بقیه ی صحابه ای که اونجا بودن چیه ؟
+ این مشکلات عضیمی که اشاره کردید کی بوده ؟ قبل اینکه رسول خدا(ص) رو ی کوه و بخواد خود کشی کنه یا بعد از آن . قبل این بوده که تبلیغ رو شوع کند یا بعد از شروع تبلیغ بوده ؟

مشکل اخلاقی رو شما نسبت دادید نه من (این متن شماست)
"جالبه شما اینقدر که کلام بخاری رو صحیح می دونید و وسواس روش دارید به رفتار پیامبر بی اعتناتر هستید ، براتون مهم نیست اگه رهبر دینتون مشکل اخلاقی داشته باشه؟!"

+اما سوره نسا اول سوره با يَا أَيُّهَا النَّاسُ شروع شده . پیامبر از ناس نیست؟ انتظار دارید چون شما پیامبر را  چنین و چنان می دانید خدا هم او را مانند شما بداند . هرجا با محمد کار داشت اسمش را بیاورد یا به او اشاره کند و گرنه حرفهای خدا ربطی به او ندارد ؟
آیه ی 34 اولا ضرب هم به معنی زدن ار برد دارد و هم جدای و دوری ه البته معنی دوم زمانی برداشت می شود که ضرب عن باشد .
در آیه ی 35 خداوند از دوری زن ومرد سخن گفته . واین مطلب می تواند بر معنی ضرب تاطیر بگزارد و مفهوم دوری و جدایی را قوت ببخشد .
خدا نگفته "باید زن را زد" بلکه یک توالی از رفتار را معرفی می کند که زدن یا  دوری از او در آخر این سلسله است . اگر رسول خدا(ص) در زندگی زناشویی خود به موردی برخورد می کرد که بر سر اختلاف و سرکشی همسرش را زده باشد یا او را ترک کرده باشد ، گناه که نکرده خود خدا این را سفارش کرده .
+ عقل قبول نمی کند ؟ پس چرا عقل علمای تشیع قبول میکند عمری که غاصب خلافت علی است بعد پیغمبر در شان حضرت علی به حدیث غدیر اشاره کند اما آب هم از آب تکان نخورد .
من هم از شما نخواسه ام که این حدیث در مورد عمر باور کنید . بلکه گفته ام اگر مخاطب حدیث علی میشد باز می گفتید پیغمبری که علی نزدیک است جایش را بگیرد ؟ سوال من این است .
در حدیث هم این مقام به عمر نسبت داده نشده بلکه عمر به آنها تشبیه شده .
سخنی هم از نبوت در حدیث نیست . شما هی می گویید نبوت نبوت .
+ به عمر نه ولی به علی نمی انم به هر حال او کاتب مصحف فاطمه بود . به خودش شاید نشده باشد ولی به فاطمه (س) که شده . نشده؟
+نه من امام جماعت رو میگرم به صلیب می کشم چون یادش رفته غسل بگیره .
+ آیا عاقلانه است پیرو پیغمبری باشید که خدا به او مفرماید "سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰ " و بعد در پی همین آیه می فرماید "إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَىٰ "
اگر خدا بخواهد رسول اکرم (ص) وحی را فراموش می کند .
+ شاید ابوبکر تا عمر بن عبدالعزیز باشند
+ در مورد احادیث 3 و بقیه . گفتم وقت کردید متن آن حدیث ها را اینجا بنویسید . من نتوانستم پیدایشان کنم .
سلام و رحمه الله :)
"قال عمر" یعنی اینکه "شروع کننده" عمر بوده ، اگر شروع کننده هم نبوده باشد که قطعا بوده تنها کسی ست که نامش برده شده ! ( البته بنده ننوشتم که ! در صحیح اهل سنت نوشته شده! ) در ادامه هم آمده "اختلاف" کردند ، یعنی عده ای مخالف و عده ای موافق بوده اند ، شاید بعضی هم سکوت کرده اند ! الله اعلم ... شما وقتی اسم عمر در روایتتان آمده میخواهید طفره بروید و کسی که اسمش نیامده را در بین جمعیت محکوم کنید؟!!
بقیه صحابه هم همینطور ، چطور می شود گفت فلان صحابه موافق عمر بوده و فلانی مخالفش و فلانی سکوت کرده ،  وقتی اسمی از آنها نیامده ؟!
+ هم قبل از نبوت هم بعد از نبوت ، و بواسطه ی استحکام روح و ایمانشون و همچنین اخلاق نیک همیشگیشون به "اسوه حسنه" تبدیل شدند ، خودکشی یا اقدام به آن (و ده ها مورد دیگر که حتی از یک رهبر معمولی هم سر نمی زند ) که نشان دهنده ی روح و  اراده ای ضعیف و به بن بست رسیده است ، در شان یک پیامبر نیست جناب ، چون او الگوست ( و بهترین الگوست ) و پیرو دارد معصوم هم که نباشد این رفتار دور از شان اوست . نیست؟؟؟؟؟!
دلیل استناد به حرف عمر در یک حدیث ، صرفا به این دلیل است که اهل سنت بعدازقرآن صحیحین را معتبرترین کتاب می دانند! و ازین طریق "ممکن" است حق را قبول کنند ... ضمن اینکه یکی از اصول مناظره همینست مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شد ...
تشبیه شود یا نسبت داده شود چه فرقی میکند؟ بحث اینجاست که افعالی که از شخصی صادر می شود جایگاه اورا برای ما مشخص می کند "عقل" حکم می کند : کسی که خودش اقرار می کند پائینتر از کسی ست که پیامبر درباره اش فرموده " الحق مع علی وعلی مع الحق " نمی تواند لایق این حدیث بوده باشد ... عرض کردم "محدث" بودن مقام بالاییست :)
+ صلیب :)
+ "إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۚ " در کلام علامه طباطبایی ره : نشان از "قدرت و اکبر بودن پروردگار " دراین آیه است ،‌ لذا خداوند میفرماید درست است ما به تو "قدرت" دادیم تا فراموش نکنی ، اما این بدان معنا نیست که از خداوند سلب قدرت بشود ... این صحیح است که اگر خدا بخواهد هرکاری صورت می پذیرد اما این آیه  زیر مجموعه  " فًلا تًنسی " ست و مفهومش اینست که مشیت خدا بر این  قرار گرفته است که پیامبر ص فراموش نکند ، و این برداشت نمی تواند درست باشد که خدا چنین مقدر کرده که تو چیزهایی را فراموش کنی....
ضمن اینکه عاقلانه اینست که ما پیامبری را پیروی کنیم که قرآن را فراموش نکند و به قولش اعتماد باشد ، نه اینکه قایل به رسولی باشیم که فراموش کننده ی آیات کتابش باشد ...
+ منظور از "ابوبکر تا عمربن عبدالعزیز" دقیقا چه کسانی هستند؟؟؟؟! دوست من لطفا نام ببر شاید ما از گمراهی درآمدیم و پیرو کسانی شدیم که پیامبر فرموده "دین بواسطه آنها نیرومند و عزیز می شود و آنها ( آن 12 نفر ) همه قریشی هستند" ... نام ببرید لطفا ...
+ بنده آدرس داده ام اگر میفرمائید هر باب ده یا بیست قسمت است فکر میکنم ارزش داشته باشد قدری به زحمت بیافتید اما خودتان به چشم ببینید ... گرچه با شناختی که از جنابعالی حاصل شده کمی دور از ذهن می آید که این احادیث را مطالعه نکرده باشید! در هر صورت منتظر کرامات شما هستیم :)
سلام
کلا از حرفهایی که در مورد یوم الخمییس نوشتم دنبال این بودم که بت عمر را در ذهن شما بشکنم ( برای شاید اولین بار شاید هم نه ) که موضوع را فارغ از شخصیت ها هم نگاه کنید . وگرنه مسند قضاوت تنها برای خداست و خود او شاهد تمام نیتها و کارهای صحابه ی رسول خدا(ص) بوده و هر کسی با توجه با کارهایش توبیخ یا قدردانی میشود فارغ از باوری که من یا شما در مورد آنها داشته باشیم .
 آنچه من گفتم برخاسته ار زاویه ی دید من و انچه شما گفتید برخاسته از زاویه ی دید شماست . عصمتی که من برای رسول خدا قائلم با عصمتی که شما به او نسبت می دهید متفاوت است و این خود در تفاوت تصویر سازی ذهنی من و شما دخیل است . به هر حال رسول خدا(ص) چه زمانی قصد خودکشی کرده باشد چه نه ( خدا خودش از همه بهتر می داند ) باز هم برای من و شما رسول خدا (ص) .  به قول علی (ع) به سخن نگاه کن نه به گوینده  (؟)
+ درست است که این حدیث نزد اهل سنت صحیح است اما من به یاد نمی آورم که کسی از اهل سنت برداشتی مانند شما داشته باشد و این حدیث را در حد شما  حیاتی و مهم بداند .
اگر افعالی که از فرد سر می زند جایگاهش را برای شما تعیین می کند شما به کدام افعال او توجه می کنید ؟ به آنهایی که با احساس شما همسو است یا آنهایی را هم که دور از باور شماست در نظر می گیرید ؟
+ اینکه خدا مقدر کرده بوده باشد که رسول خدا(ص) چیزی را فراموش کند یا نه خودش میداند و بس . آنچه که من فکر میکنم این دو آیه حد اقل در قرائت به انسان می گویند این است که احتال فراموشی برای رسول خدا(ص) با صفر برابر  نیست خواه رسول خدا واقعا فراموش کره باشد یا نه .
در پرانتز ( قران که نازل شده رسول خدا ننشسته بعد اینکه ان را بر مردم خواند تفسیر تک تک آیات را برای عرب 1400 سال قبل بگوید . مردم آن وقت همین قران را می خواندند بودن اینکه تفسیر نور و المیزان و ابن کثیر و .... داشته باشند و اتفاقا آن را از ما بهتر فهمیدند با اینکه خیلی هاشان سواد نداشتند . اما مردم امرزو قران را که می خوانند نتها به هم نزدیک نمی وشوند از هم بیشتر هم فاصله می گیرند  یا این قران آن قران نیست یا ما آن را وارونه می خوانیم .
خواندن تفسیر خوب است آدم دید تازه پیدا می کند اما این دید تازه چقدر بدرد این می خورد که قران را بدرد بخور یاد بگیریم .
از طرف دیگر شما که بایستی از من نسبت به این قضیه حساس تر باشی چون علامه طباطبای که معصوم نیست که شما نظر ایشان را قبول می کنی !!!!!!!!!!!!!!!. غیر این است ؟( صرفا جهت شیطنت )
 + نام بردن این دوازده نفر سودی به حال شما ندارد چون آنها خلیفه هستند نه امام . هدایتی برای من و شما به همراه ندارند .
+ الان یکمی  سرم شلوغ است اگر صبر کنید در 5 روز آخر بهمن حتما احادیث را پیدا می کنم . ( وعده ی سر خرمن نمی دهم البته اگر عمری باقی باشد و پولی برای شارژ اینتر نت : )
سلام و رحمه الله ...
دوست عزیز فکر میکنم شما به یک دوره واژه شناسی نیازمندید!
معمولا چیزی یا کسی "بت" کسی می شود که "طرفدارانش" یا "بنده هایش" او را "ستایش" کنند در حد پرستش ... بنده که همیشه منتقد این شخص بوده ام چطور می شود او "بت" من بشود و شما سوار بر اسب سفیدی برای شکستن این بت در ذهن بنده فرود بیایی ؟!!! فکر میکنم این حرف را بنده باید به شما می زدم نه شما به من !
این درست است که هرکس را در قبر خودش می گذارند اما وقتی شخصی رهبر یا خلیفه می شود و عده ای را دنبال خودش می کشد "مسئول " است و حق الناس گردنش می باشد و عقل سلیم میگوید وقتی من از کسی پیروی می کنم حداقل نباید خطاهای فاحش داشته باشد حداقل .
ضمن اینکه ما کسی را قضاوت نکردیم بلکه عین عبارات وارده در صحیح بخاری را آوردیم اگر هم قضاوتی در کار بوده برعهده نویسنده صحیح بخاری ست !
زاویه دید : در اختلاف زاویه دید شکی نیست کما اینکه اگر نبود بحثی شکل نمی گرفت اما آیا ما در قرآن توصیه نشده ایم به شنیدن حق و پیروی از آن ؟ مگر پیامبر ص نفرمود " حق با علی ست و علی با حق " ؟! حال باید چه کرد ؟ یا در جای دیگر ، باید حرف یزید را گوش کرد یا امام حسین ع را ؟ دوست من ! قبلا هم گفته بودم بحث این ست که ما با پیروی باطل "زندگی ابدی " خود را نابود می کنیم ، متاسفانه شما خیلی راحت ازین مسئله عبور میکنید و می فرمائید : "هر کسی با توجه با کارهایش توبیخ یا قدردانی میشود " ! خب دراین تردیدی نیست ولی اگر پیرو باطل باشیم و این باطل همان شخصی باشد که ما پیروش هستیم آیا باز هم این حرف را می زنید؟!
+ اهل سنت نباید هم چنین برداشتی داشته باشد چون به ضرر اوست ... اما حقیقت اینست که مسئله حیاتی ست و بسیار بسیار هم روشن است...
+ رفتار و کردارو افعال یک "رهبر " تضمین کننده ی بقای "هدایت " و " رهبریت" اوست ، بنده کل رفتار او را زیر نظر میگیرم نه آنهایی که با احساس من همسوست ، قبلا هم گفته ام "شیعیه بودن " را شناسنامه ای و طوطی وار انتخاب نکرده ام با مطالعه ی اکثر ادیان "بیشترین منطق" و "حقانیت " را در تشیع دیده ام بدون هرگونه تعصب و احساس و تقلید کورکورانه ...
+ شما چون در مورد عصمت پیامبر ص شک دارید (یا اصلا اعتقاد ندارید) به این برداشت میرسید حالا بقول خودتان فارغ از اینکه پیامبر ص فراموش می کند یا نمی کند ، بنده از شما سئوالی دارم : آیا فراموش کردن آیات قرآن برازنده ی پیامبر ص هست یا خیر ؟ بدون هیچ پیش زمینه و اعتقادی پاسخ دهید لطفا ... آیا رسولی که خداوند او را برای هدایت بشر مامور می کند و کتاب مقدسی هم برای هدایت بشر به او اعطا می کند ، آیا رواست این رسول آیات کتابش را فراموش کند ؟! دراین صورت آیا اصلا اعتمادی به این رسول هست ؟!
+ زمان پیامبر ص خود ایشان حضور داشته اند طبیعی و بدیهی ست با حضور مستقیم خود دریافت کننده قرآن ،‌ مشکلات در فهم آن به حداقل برسد و الان که ایشان نیستند مشکلات بیشتر شود ، این امر طبیعی ست اما ... تفسیر باید باشد منتها بدست اهل آن نه اینکه یک وهابی که مورد انتقاد اجماع مسلمین است بیاید و تفسیر کند و فتوای زنای محارم بدهد و بگوید زمین گرد نیست ! و هزاران چیز خنده دار دیگر ... درست است تفسیر دید تازه ای به انسان می دهد اما وظیفه ما چیست ؟ این مهم است ...
آیا نباید با کنکاش در تفاسیر طبق "عقل" و مطالعه ی منابع معتبر ، بهترین را انتخاب و به آن عمل کنیم ؟ یا اینکه کلا بیخیال شویم و چون دیدگاهها متفاوت است هرکدام را خوشمان آمد و به سودمان بود عمل کنیم ؟!
ضمن اینکه : مگر شما که پیرو شخص خاصی در مذهبتان هستید و به دستوراتش عمل میکنید شیطنت می کنید ؟!!!!! آیا این اسمش شیطنت است ؟ برداشت شما درست نبود ...
ببین دوست من ، شیعیان معتقدند فقط پیامبران و ائمه معصومند و بهتر است وقتی ایشان هستند شخص دیگر را برتر ازین جمع ندانسته و ازآنها پیروی نشود (ضمن اینکه خارج از بحث عصمت برتری اهل بیت پیامبر ص برهمگان واضح و مبرهن بوده ) عقل هم همین را می گوید ، متاسفانه بعداز پیامبر ص و سفارشات اکید و در خور توجه ایشان ، عده ای این کار را نکردند و در حضور شخصی مانند حسین ع ، یزید را پیروی کردند و متاسفانه به همین هم بسنده نکردند و اهل بیت پیامبر ص  را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند ، همه ی بحث من اینست : آیا نادیده گرفتن سفارش پیامبر در مورد اهل بیت ع و حتی شهید کردن آنها ، از سنت بوده ؟! چطور و با چه منطقی می شود از یزید دفاع کرد بعنوان یک خلیفه ؟!!!! سوال بسیار است دوست من و شیطان امام کسی که تعصب بیش از حد دارد و روز قیامت روزی ست که هرکس با امامش محشور خواهد بود .
+ چرا سود دارد رفیق :) آیا روا نمی داری بر دوستت نام کسانی را ببری که پیامبر آنها را قریشی خوانده و فرموده باعث عزت دین و نیرومندی آن هستند ؟! شاید هدایت شدیم و بقول شما کسی را قضاوت نابجا نکردیم و به راه راست هدایت شدیم ! آیا این را از بنده دریغ میکنید ؟! شما همان خلفای دوازده گانه ی قریشی را نام ببرید تا ما هم با انها آشنا شده و از جهالت و گمراهی بیرون بیائیم ...

+ عزیزی شما ...
سلام
باقی مانده ی احادیث را به صورت پاسخ در همین سوال نوشتم . خواندنش راحت تر است .
0 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام 

بنابر وعده ای که به شما داده بودم دیگر احادیثی را که گفته بودید پیگیری کردم . 

3-پیامبری که از گوشت حرام میخورد!

رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ لَقِيَ زَيْدَ بْنَ عَمْرِو بْنِ نُفَيْلٍ بِأَسْفَلِ بَلْدَحٍ، وَذَاكَ قَبْلَ أَنْ يُنْزَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم الْوَحْىُ ...

این موضوع به قبل از بعثت بر می گردد . اگر بعد رسیدن وحی این کار از ایشان سر میزد ایراد شما درست بود . 

6-پیامبر و همبستری با همسران خویش در ایام زنانگی

بله چندین حدیث در این مورد روایت شده . در تمام این احادیث رسول خدا (ص) به همسران خود که در حالت حیض هستند دستور داده اند که پایین تنه ای را بپوشند . 

عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ كَانَتْ إِحْدَانَا إِذَا كَانَتْ حَائِضًا، فَأَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُبَاشِرَهَا، أَمَرَهَا أَنْ تَتَّزِرَ فِي فَوْرِ حَيْضَتِهَا ثُمَّ يُبَاشِرُهَا

احساس می کنم که شما از همبستری تنها عمل مقارت یا همان دخول یا جماع را بیشتر در نظر داشته اید . اما حدیث بالا و احادیث دیگر در این موضوع ، از لفظ مباشرت استفاده شده که مجموعه ای از رفتار ها ی جنسی است و که دخول تنها یکی از این رفتار ها است . این کلمه و دستور رسول خدا (ص) به پوشاندن پایین تنه تا حد زیادی عمل جماع را کمرنگ می کند .

از طرف دیگر خداوند در قران می فرماید :

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿البقرة: ٢٢٢﴾

در این آیه بستگی دارد که لا تقربوهن دقیقا چه معنی داشته باشد . منظور  تنها قرابت باشد یا اینکه  هرگونه برخورد و لمس بین بدن زن و مرد منظور باشد .

البته خود مراجع تقلید تشیع هم ( نمی دانم همه یا تنها عده ای ) ارتباط جنسی در هنگام حیض بودن زن را به شرط جماع نکردن حلال می دانند .

 7-پیامبری که عایشه را بر دوش میگیرد و به تماشای رقاصه ها می رود!

در چند حدیثی که من به آنها برخوردم ، رقاصه ای در کار نبوده بلکه مردان حبشی بودند که طبق رسم ولایت خودشان مشغول رقص شمشیر یا هم چین چیزی  بودند . 

در مورد اینکه رسول خدا (ص) ام المونین عایشه را هم بر دوش گرفته باشد ( که من این قول را نیافتم ) نه کار غیره اخلاقی انجام داده نه خلاف شرع خدا . تنها مشکلی که می تواند داشته باشد که با ایده ال ذهن من  شما در مورد شان  رسول خدا (ص) هم خوانی نداشته باشد . 

8-پیامبری که آوازه خوانان را محبوب ترین افراد میداند!

النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم نِسَاءً وَصِبْيَانًا مُقْبِلِينَ مِنْ عُرْسٍ، فَقَامَ مُمْتَنًّا فَقَالَ ‏ "‏ اللَّهُمَّ أَنْتُمْ مِنْ أَحَبِّ النَّاسِ إِلَىَّ ‏"‏‏.‏

زنان و بچگانی هستند که از عروسی برمی گردند نه آواره خوانان !!!!!!!!!!!!! و در ترجمه ی این حدیث اورده شده در کل  خطاب به گروه انصار است . 

9-پیامبری که از دست عروس نامحرم شربت می نوشد!

در حدیثی که من خواندم بله رسول خدا (ص) شربت می نوشند اما تاکید نشده که حتما از دست تازه عروس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عروس خانم تنها آن را آماده کرد .

10-پیامبری عاشق و ساز و آواز !!! و عمربن خطاب نا خشنود از اینکار !!!

در چند حدیثی که من خواندم نگفته که رسول خدا (ص) عاشق ساز آواز است . همین الانش هم موسیقی مسئله ی حل نشده ی حداقل کشور ماست . خود هم نظر خاصی ندارم .  

11-پیامبری که خادمش از همبستری وی آگاه است !!!

این اشکال را مغرضانه میدانم . البته محتوای این روایت  مشکل اساسی دارد و فکر میکنم مخالف قران است .

12- پیامبری که ایستاده بول می کند !!!

بله ماجرایی را تعریف می کند که وسواس در مورد بول کردن و نجاست ان را بکاهد نه اینکه تبلیغ این کار را بکند .

لطفا مطالب خودتان را در قالب پاسخ در سایت درج کنید چون سایزش رو می شود بزرگتر کرد  . صحبتهای قبلیمان را که کمی خوانمدم چشم درد گرفتم . این طوری فکر می کنم که بهتر است .

پاسخ داده شده بهمن 25, 1393 بوسیله ی zhiro (870 امتیاز)
...