به بخش گفتمان دینی وب سایت رسمی سلمان حدادی خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.

وظیفه و جبه گیری یک معصوم ( علی (ع)) در مقابل معصوم ( محمد (ص) ) ؟

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
پس از انعقاد صلح حدیبیه صحابه در مقابل دستور رسول خدا (ص)  مبنی بر انجام قربانی و... مقاومت کردند  حال برای برگشتن رسول خدا از نظرش و انجام حج یا هر دلیل دیگری . آیا حضرت علی ( ع ) هم در میان این جمع بود؟ اگر بود چرا خب حرکتی نکرد ؟
سوال شده دی 12, 1393 در سلمان حدادی بوسیله ی zhiro (870 امتیاز)

1 پاسخ

0 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام .

منابع: اهل سنت .

اولا: درخواست كننده سهيل بن عمرو بوده نه رسول خدا (ص):

طبق روايتى كه نسائى در خصاص اميرمؤمنان و در سنن كبراى خود نقل كرده است، درخواست كننده محو جمله «رسول الله» از صلح نامه، يكى از مشركان به نام سهيل بن عمرو بوده است، نه شخص رسول خدا صلى الله عليه وآله. و اميرمؤمنان عليه السلام در پاسخ به او گفت كه هرگز آن را محو نخواهد كرد:

أَخْبَرَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ هَاشِمٍ الْجَنْبِيُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كَعْبٍ الْقُرَظِيِّ، عَنْ عَلْقَمَةَ بْنَ قَيْسٍ، قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيٍّ: " تَجْعَلُ بَيْنَكَ وَبَيْنَ ابْنِ أُكْلَةَ الأَكْبَادَ حَكَمًا؟ قَالَ: إِنِّي كُنْتُ كَاتِبَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) يَوْمَ الْحُدَيْبِيَةِ، فَكَتَبَ: هَذَا مَا صَالَحَ عَلَيْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، وَسُهَيْلُ بْنُ عَمْرٍو، فَقَالَ سُهَيْلٌ: لَوْ عَلِمْنَا أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ مَا قَاتَلْنَاهُ، امْحُهَا، فَقُلْتُ: هُوَ وَاللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ، وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُكَ، لا وَاللَّهِ، لا أَمْحُهَا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرِنِي مَكَانَهَا، فَأَرَيْتُهُ فَمَحَاهَا.

از علقمة بن قيس نقل شده است كه به على (عليه السلام) گفتم: آيا بين خود و بين فرزند جگر خوار، حَكَم (داور) قرار مى‌دهي؟ فرمود: من در روز حديبيه كاتب رسول خدا صلى الله عليه وآله بودم پس نوشت (م): اين صلح‌نامه‌اى است بين محمد رسول الله و سهيل بن عمرو. پس سهيل گفت: اگر ما مى‌دانستيم كه او رسول خدا است، با او نمى‌جنگيديم، آن را پاك كن. من گفتم: به خدا سوگند كه او رسول خدا است، اگر چه بر خلاف ميل تو باشد، به خدا سوگند آن را پاك نمى‌كنم. پس رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: جاى آن را به من نشان بده، پس نشان دادم و آن حضرت آن را محو كرد.

النسائي، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي (متوفاى303 هـ)، خصائص اميرمؤمنان علي بن أبي طالب، ج 1، ص201، ح191 ـ 192، تحقيق: أحمد ميرين البلوشي، ناشر: مكتبة المعلا - الكويت الطبعة: الأولى، 1406 هـ.

النسائي، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي (متوفاى303 هـ)، السنن الكبرى، ج 5، ص167، ح8576، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري، سيد كسروي حسن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

ابن حجر عسقلانى نيز همين روايت را در فتح البارى نقل كرده است :

وللنسائي من طريق علقمة بن قيس عن علي قال كنت كاتب النبي صلى الله عليه وسلم يوم الحديبية فكتبت هذا ما صالح عليه محمد رسول الله فقال سهيل لو علمنا أنه رسول الله ما قاتلناه امحها فقلت هو والله رسول الله صلى الله عليه وسلم وإن رغم أنفك لا والله لا أمحوها.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 7، ص503، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

پس بر طبق اين روايت، اميرمؤمنان عليه السلام با دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله مخالفت نكرده است؛ بلكه با دستور نماينده مشركان؛ يعنى سهيل بن عمرو مخالفت كرده است.

نكته دوم: دستور پيامبر (ص) در حديبيه، لازم الاجرا نبود

به طور قطع دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله در حديبيه، دستور وجوبى و لازم الإجرا نبوده است؛ زيرا ممكن نيست كه اميرمؤمنان عليه السلام با چنين دستورى مخالف نمايد؛ زيرا آن حضرت به خوبى مى‌دانست كه سرپيچى از فرمان آن حضرت چه عواقبى خواهد داشت. خداوند در اين باره مى‌فرمايد:

وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فيها وَلَهُ عَذابٌ مُهين‏. النساء/14.

و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده‏اى است.

از اين رو بزرگان اهل سنت تصريح كرده‌اند، كه اميرمؤمنان با قرائنى متوجه شده بود كه اين دستور وجوبى و حتمى نيست و لذا از محو «رسول الله» از صلح‌نامه خوددارى كرد.

ابن حجر عسقلانى در اين باره گفته است:

وكأن عليا فهم أن أمره له بذلك ليس متحتما فلذلك امتنع من امتثاله

برداشت على (عليه السلام) اين بود كه اين دستور حتمى نيست؛ پس به همين خاطر از امتثال دستور آن حضرت امتناع كرد.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 7، ص503، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

بدر الدين عيين نيز در عمدة القارى نوشته است:

وقول علي، رضي الله تعالى عنه : ما أنا بالذي أمحاه، ليس بمخالفة لأمر رسول الله، صلى الله عليه وسلم لأنه علم بالقرينة أن الأمر ليس للإيجاب.

اين گفته على (عليه السلام) كه «من كسى نيستم كه آن را محو كنم» مخالفت با دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله نيست؛ چرا كه آن حضرت با قرينه مى‌دانست كه اين دستور ايجابى نيست.

العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاى 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 13، ص275، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

.... ادامه دارد :

پاسخ داده شده دی 13, 1393 بوسیله ی حسین (1,370 امتیاز)
... و قسطلانى نيز در شرح اين قضيه مى‌نويسد:

(ما أنا بالذي امحاه) ليس بمخالفة لأمره عليه الصلاة والسلام بل علم بالقرينة أن الأمر ليس للإيجاب.

اين گفته على (عليه السلام) «من كسى نيستم كه آن را محو كنم» مخالفت با دستور رسول خدا كه سلام و صلوات خدا بر او باد، نيست؛ بلكه با قرينه مى‌دانست كه اين دستور ايجابى نيست.

القسطلاني، احمد بن محمد الخطيب (متوفاى 923هـ)، ارشاد الساري، ج4، ص340، كتاب الصلح، باب كَيْفَ يُكْتَبُ هَذَا مَا صَالَحَ فُلاَنُ بْنُ فُلاَن.

كرماني، يكى ديگر از شارحان صحيح بخارى مى‌نويسد:

فان قلت: كيف جاز لعلي مخالفة أمر رسول الله صلي الله عليه وسلم؟ قلت: بالقرينة أنه ليس للإيجاب.

اگر بگويي: چگونه جايز است كه على (عليه السلام) با دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مخالفت كرده باشد؟ مى‌گويم: با قرينه فهميد كه آن دستور ايجابى نبوده است.

الكرماني، محمد بن يوسف بن علي (متوفاى 786هـ)، البخاري بشرح الكرماني (الكواكب الدراري شرح الكرماني للبخاري)، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت ـ الطبعة الثانية، 1401هـ ـ 1981م.

حتى تعدادى از بزرگان اهل سنت، اين كار اميرمؤمنان عليه السلام را جزء فضایل آن حضرت به شمار آورده و گفته‌اند كه اين كار به خاطر رعايت ادب بوده است.

ابن بطال قرطبي، در شرح صحيح بخارى در اين باره مى‌نويسد:

وإباءة علىّ من محو (رسول الله- صلى الله عليه وسلم-) أدب منه وإيمان وليس بعصيان فيما أمره به، والعصيان هاهنا أبر من الطاعة له وأجمل فى التأدب والإكرام.

خوددارى على (عليه السلام) از محو جمله «رسول الله» نشانه ادب و ايمان او است، نه اين كه عصيان و سرپيچى از دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله باشد. سرپيچى در اين جا، بهتر از اطاعت، و از جهت ادب و احترام، زيباتر بوده است.

إبن بطال البكري القرطبي، ابوالحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاى449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 8، ص88، تحقيق: ابوتميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

و علامه نووى در شرح صحيح مسلم مى‌گويد:

وهذا الذي فعله علي رضي الله عنه من باب الأدب المستحب لأنه لم يفهم من النبي صلى الله عليه وسلم تحتيم محو علي بنفسه ولهذا لم ينكر ولو حتم محوه بنفسه لم يجز لعلي تركه ولما أقره النبي (ص) على المخالفة.

اين كار على (عليه السلام) از باب ادب مستحب بوده است؛ زيرا فهميده نمى‌شود كه رسول خدا صلى الله عليه وآله لازم دانسته است كه على (عليه السلام) خودش محو كند؛ به همين خاطر رسول خدا اشكال نگرفت. اگر محو كردن توسط خود على حتمى بود، براى او جايز نبود كه آن را ترك كند و رسول خدا او را بر مخالفتش تأييد نمى‌كرد.

النووي الشافعي، محيي الدين أبو زكريا يحيى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، شرح النووي علي صحيح مسلم، ج 12، ص135، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة الثانية، 1392 هـ.

و صالحى شامى نيز همين سخن را تكرار كرده است:

التاسع والعشرون : امتناع علي - رضي الله عنه - من محو لفظ «رسول الله صلى الله عليه وسلم» من باب الادب المستحب، لانه لم يفهم من النبي - صلى الله عليه وسلم - تحتيم محو علي بنفسه، ولهذا لم ينكر عليه، ولو تحتم محوه بنفسه لم يجز لعلى تركه، ولما أقره النبي - صلى الله عليه وسلم - على الخالفة.

الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد، ج 5، ص77، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

ملا على هروى همين مطلب را از علما نقل كرده است:

قال العلماء : وهذا الذي فعله علي من باب الأدب المستحب لأنه [ لم ] يفهم من النبي تحتيم محو على نفسه، ولهذا لم ينكره عليه، ولو حتم محوه بنفسه لم يجز لعلي تركه.

ملا علي القاري، نور الدين أبو الحسن علي بن سلطان محمد الهروي (متوفاى1014هـ)، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج 7، ص562، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م
با تشکر از شما دوست عزیز
سوال من مربوط می شود به بعد اینکه پیمان صلح بسته می شود . یعنی آن نوشته شده است . رسول خدا فرمان به کاری می کند که مخاطب آن کل صحابه هستند اما آنها جبه می گیرند و رسول خدا عصبانی می شوند .
سلام.
بفرمائید رسول خدا ص " دقیقا " فرمان به چه کاری دادند که "کل صحابه " در مقابل ایشان جبهه گرفتند و ایشان عصبانی شد!
پس از نو شتن عهد نامه  رسول خدا به صحابه گفتند که قربانی کنند و سرهایشان را بتراشند . هیچکدام از صحابه حرکتی نکردند . رسول خدا (ص) سه بار حرفشان را تکرار کردند وقتی دیدند که کسی کاری نمی کند داخل خیمه رفت که ام سلمه (س) آنجا بودند . جریان را برای ایشان نقل می کنند .
ام سلمه ( س) به رسول خدا (ص) میگویند اگر می خواهد که صحابه حرفشان را گوش کنند ، وقتی از خیمه خارج شد به آنها چیزی نگوید و سر خودش را بتراشد و قربانیش را انجام دهد .
رسول خدا (ص) چنین کردند و صحابه هم پس از رسول خدا(ص) این کار را انجام دادند .
در مورد رفتار این صاحبه چه می توان گفت؟
پس علی(ع) در این هنگام کجا بود که دستور امامش را لبیک بگوید .
...